از آن زمــان كه بشر به تــوسعه تمدن خود پرداخت به همكاري و ارتباط با ديگران نيازمند شد. دامنه‌دار شدن امور شهرنشيني و به بيان ديگر گسترش شهرنشيني نيز باعث شد تشكيلات و سازمان‌هايي براي استفاده صحيح از منابع و افراد ايجاد شوند. بدين جهت گروه‌ها و دسته‌هاي مختلفي تشكيل شدند كه منافع و فعاليت‌هاي آن‌ها نسبت به گروه‌هاي ديگر گاهي موافق و گاهي مخالف بودند كه براي حل اين اختلاف‌ها نيز يا با يكديگر به منازعه و پيكار مي‌پرداختند يا اينكه قرارها و مقرراتي منعقد و وضع مي‌كردند البته حدود اين قراردادها مشخص نبود.

داشتن ارتباط و سعي در ايجاد و نگه‌داشتن حسن تفاهم از زمان‌هاي ديرين، شرط اساسي سازش و توافق ميان گروه‌ها و ملت‌هاي مختلف بود. درواقع بشر از آغاز تاريخ كوشش مي‌كرد وسايلي براي ايجاد ارتباط و تفاهم با ديگران به‌دست آورد و از كليه علوم و فنوني كه در اختيار داشت نيز براي اين منظور استفاده مي‌كرد.

به گزارش ایسنا، به گفته دكتر كمالي‌پور - استاد ارتباطات - بطور کلي روابط عمومي يک حرفه، علم و هنر جديد نيست و در سراسر تاريخ نمادهاي آن در قالب‌هاي گوناگون وجود داشته است. به عنوان مثال به آثار نقاشي‌ها، مجسمه‌سازي‌ها، موسيقي‌ها و ساير نمادهاي فرهنگي، سياسي و ارتباطي که در راه خدمت به حکمرانان در گذشته انجام مي‌شد و يکي از اهداف اصلي آن‌ها هم بالا بردن وجه حکومتي در انظار عمومي بوده است، توجه کنيد.

تاريخچه روابط عمومي در جهان

اما اصطلاح روابط عمومي براي نخستين بار در ايالات متحده آمريكا و در نوشته‌هاي اداره اتحاديه راه‌آهن ايالات متحده به كار برده شد و در دهه اول قرن بيستم نخستين دفاتر روابط‌ عمومي در موسسات اين كشور ايجاد شد.

نخستين شركت روابط عمومي در آمريكا توسط Lvyledbetter Lee فارغ‌التحصيل دانشگاه پرينستون و خبرنگار روزنامه (Newyork Word) كه بعدها پدر روابط عمومي در آمريكا خوانده شد، در شهر نيويورك تاسيس شد.

لي در آغاز تأسيس شركت روابط عمومي خود، اعلاميه‌اي به نام اعلاميه اصول منتشر كرد كه در آن آمده بود: "اين، يك دفتر مطبوعاتي سري نيست، همه كارهاي ما به طور آشكار انجام مي‌شود. هدف ما اين است كه خبر و اطلاعات را در اختيار مردم قرار دهيم. اينجا يك آژانس آگهي تجارتي نيست. اخبار و اطلاعاتي كه ما ارايه مي‌دهيم دقيق و صحيح است. به خبرنگاراني كه در جست‌وجوي مطالب خبري و گزارش‌هاي تحقيقي و تفسيري هستند، با كمال ميل و اشتياق كمك خواهيم كرد."

پس از تأسيس اين دفتر و معرفي خدمات روابط‌ عمومي، به تدريج اين حوزه به عنوان يك حرفه شناخته شد و نخستين دوره آموزشي روابط عمومي تحت همين عنوان در سال 1923 ميلادي در دانشگاه نيويورك تشكيل شد.

در انگلستان نيز در سال 1911 نخستين فعاليت‌هاي روابط‌ عمومي به مفهوم امروزي و با همين نام آغاز شد. نيروي هوايي پاكستان هم در سال 1919 واحد روابط‌ عمومي خود را تشكيل داد و در همان سال وزارت بهداشت اين كشور، يك نفر را به عنوان مسوول روابط عمومي خود معرفي كرد. همين شخص، شركت خصوصي روابط عمومي را در سال 1924 در انگلستان تأسيس كرد.

پس از اين دو كشور به تدريج در ساير كشورهاي صنعتي مانند آلمان، فرانسه و هلند هم، سازمان‌ها و واحدهاي روابط عمومي تشكيل شد و راه براي پيدايش حرفه روابط عمومي هموار شد.

اما ريشه‌هاي روابط عمومي نوين در غرب را بايد در دهه اول 1900 ميلادي جست‌وجو کرد. "اي وي لي" پايه‌گذار اولين انجمن روابط عمومي در سال 1904 ميلادي است، ضمن اين كه "ادوارد برنيز" به عنوان اولين نويسنده، کتابي در اين زمينه با نام "پروپاگاندا" به رشته تحرير درآورد که اهميت و تکنيک‌هاي کنترل افکار عمومي در آن ذکر شده بود. بعد از اتمام جنگ جهاني دوم، روابط عمومي نوين به سرعت رشد کرد و در دهه 1950 ميلادي دانشگاه‌ها به سرعت به تدريس دروس و ارائه مدرک در اين حوزه رو آوردند.

تاريخچه روابط عمومي در ايران

اما يک نمونه عالي از وسايل ارتباطي در ايران باستان که براي ايجاد حسن تفاهم و به منظور روابط عمومي بكار رفته است، كتيبه بيستون شاه هخامنشي است كه بر صخره‌هاي كوه بيستون نقش بسته است.

داريوش اول که مبتکر بسياري از روش‌هاي مملکت‌داري و اداره امور عمومي از قبيل تشکيلات كشوري، تنظيم ماليات و ايجاد خطوط ارتباطي است، براي اولين بار يك برنامه بزرگ روابط عمومي را به منظور نشان دادن كارهاي خود به عموم افراد ملت‌هاي تابع ايران و ايجاد حسن تفاهم در آن‌ها اجرا و در اين راه از بهترين وسائلي كه آن زمان وجود داشت استفاده كرد.

او فرمان داد به صخره‌هاي بلند كوه بيستون كه چشمه‌هاي دامنه‌هاي آن، محل اطراق كاروانيان ملت‌هاي بزرگ آن زمان چون آشوري‌ها، بابلي‌ها و غيره بود كتيبه مفصلي به سه زبان معروف آن عصر يعني پارسي قديمي، ايلامي و بابلي بنويسند و نسخه‌هايي از آن را نيز به زبان‌هاي مختلف به كليه كشورهاي تابع ايران ارسال کنند تا مطالب آن در سراسر نقاط ايران بزرگ پخش شود.

در واقع اين كتيبه مانند يك روزنامه ديواري بود كه در آن، زبان جاي ساير وسايل امروز روابط عمومي از قبيل جرايد، تلويزيون، فيلم و غيره را گرفته بود. اما اصطلاح روابط عمومي در ايران براي نخستين بار در شركت نفت پديدار شد.

در ميان مؤسسات و سازمان‌هاي بخش خصوصي و دولتي، شركت ملي نفت ايران براي اولين بار و پيش از همه، دفتر روابط عمومي تأسيس كرد. در شركت سابق نفت ايران و انگليس تا سال 1330 يك دفتر اطلاعات و مطبوعات وجود داشت و اين دفتر رابط بين اين شركت و مطبوعات بود.

پس از ملي شدن صنعت نفت دفتري تحت همين عنوان در شركت ملي نفت ايران تأسيس شد و عنوان همين دفتر بود كه بعدها به روابط عمومي تبديل شد؛ نخستين سمينارهاي روابط عمومي در ايران هم در 30 آذرماه 1343 و هم‌چنين 13 مهرماه 1344 به ترتيب در آبادان و كرمانشاه از سوي شركت نفت برگزار شد.

وزارتخانه‌ها و مؤسسات بزرگ ديگر ايران نيز به اقتباس از اين شركت و سال‌ها پس از تأسيس دفتر روابط عمومي در شركت ملي نفت ايران، به تأسيس دفاتر روابط عمومي اقدام كردند. پس از تشكيل واحدهاي روابط عمومي در ايران نياز به تربيت كارشناس روابط عمومي احساس شد.

براي اين كار وزارت اطلاعات و جهانگردي (سابق) اقدام به تشكيل كلاس‌هاي كوتاه مدت آموزشي كرد. در اين كلاس‌هاي كوتاه مدت كارمندان روابط عمومي اين وزارتخانه براي يادگيري اصول و مقدمات و تكنيك روابط عمومي شركت مي كردند.

در سال 1345 براي تشكيل دانشكده‌اي در رشته روابط عمومي، مطالعاتي صورت گرفت كه در سال 1346 به تشكيل مؤسسه عالي مطبوعات و روابط عمومي منجر شد. اين مؤسسه در سال 47-1346 فعاليت خود را آغاز كرد و با اجراي آزمون ورودي از ميان فارغ‌التحصيلان دبيرستان‌ها در رشته‌هاي ادبي، رياضي، طبيعي و روزنامه‌نگاري، تعدادي دانشجو براي تحصيل در رشته ليسانس روابط عمومي بر‌گزيد كه پس از طي چهار سال تحصيلي و گذراندن 140 واحد درسي به اخذ ليسانس در رشته روابط عمومي موفق شدند.

فعاليت‌هاي اين دانشكده تا سال 1357 ادامه داشت و هر سال تعدادي ليسانس روابط عمومي وارد بازار كار شدند؛ ولي به طوركلي برخلاف كشورهاي سرمايه‌داري، دفاتر خصوصي روابط عمومي كه خدمات كارشناسانه به دفاتر روابط عمومي دولتي و غيره دولتي بفروشند، وجود نداشت، تنها پيش از انقلاب تعدادي بنگاه تبليغاتي در تهران وجود داشتند كه در زمينه آگهي‌هاي بازرگاني، خدماتي تخصصي خود را به واحدهاي روابط عمومي دولتي و غيردولتي مي‌فروختند.

در كشورهاي صنعتي، روابط عمومي از بطن مؤسسه‌هاي بخش خصوصي تولد يافت اما در ايران اين مؤسسه‌هاي دولتي بودند كه براي اولين بار روابط عمومي را به وجود آوردند.

پايه‌گذار روابط عمومي در ايران

در سال‌هاي 1350 مقالات و چند کتاب درباره روابط عمومي در ايران به چاپ رسيد و بر اساس يک اجماع عمومي دکتر حميد نطقي به عنوان پيش قدم و پايه گذار روابط عمومي در ايران شناخته شد.

پس از انقلاب دولتمردان و مديراني كه در ابتدا مسئوليت اداره سازمان ها را پذيرفته بودند با توجه عوامل گوناگون چندان توجهي به فعاليت روابط عمومي نكردند؛ ولي به تدريج كه كارها در مؤسسه ها سازمان ها به روال عادي برگشت و جريان امور سير شد اين احساس كمبود و مشكلاتي كه عملاً پيش آمد دست اندركاران را وا داشت تا اقداماتي براي تجديد حيات و فعال كردن روابط عمومي ها انجام دهند .

يكي از اولين اقدامات در اين زمينه، برگزاري سميناري بود كه به همت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال 1363 با شركت روابط عمومي‌هاي مستقر در تهران برپا شد. اين سمينار به مدت سه روز مسايل اساسي و بنيادي روابط عمومي‌ها را مورد بررسي قرار داد و با پذيرش اصل فرهنگ اسلامي و تطبيق اهداف و رسالت‌هاي روابط عمومي با آن، زيربناي حركت روابط عمومي را براي تجديد حيات آن پي‌ريزي كرد.

تصويب آيين‌نامه كاري دفاتر روابط عمومي

در طول مدت جنگ نيز دوره‌هاي كوتاه مدت و بلندمدت آموزش روابط عمومي به وسيله مركز آموزش مديريت دولتي براي آموزش كارمندان مشغول به كار دفاتر روابط عمومي و مؤسسات دولتي و غيردولتي تشكيل شد و در سال 1368رشته روابط عمومي كه بعد از انقلاب از آموزش عالي حذف شده بود، در دانشگاه علامه طباطبايي باز گشوده شد و ادارات كل روابط عمومي وزارتخانه‌ها و مؤسسات در مراكز استان نيز به تشكيل دوره‌هاي آموزشي روابط عمومي براي كارمندان خود اقدام كردند و سازمان امور اداري و استخدامي كشور آيين‌نامه كاري دفاتر روابط عمومي را تصويب كرد.

در حال حاضر سه انجمن، روابط عمومي ايران، متخصصان روابط عمومي ايران و مجمع نخبگان و مديران روابط عمومي به صورت ثبت شده در حوزه روابط عمومي در كشور فعاليت مي‌كنند و انجمن آموزش و تحقيقات روابط‌ عمومي نيز در حال شكل‌گيري است.

انجمن روابط عمومي ايران از حدود سال 46 شكل گرفت و تا زمان انقلاب به فعاليت خود ادامه داد. پس از انقلاب هم با وقفه‌اي نه چندان كوتاه و از سال 70 دوباره فعاليت خود را از سر گرفت. انجمن متخصصان روابط عمومي ايران نيز از هشتم خردادماه سال 1380 فعاليت خود را آغاز و مجمع نخبگان و مديران روابط عمومي نيز سال 86 از وزارت كشور پروانه فعاليت دريافت كرد.

هدف انجمن روابط عمومي ايران اعتلاي حرفه روابط عمومي در كشور و هدف از تشكيل انجمن متخصصان روابط عمومي نيز توسعه علم روابط عمومي و نگاه علمي به اين حوزه در ايران اعلام شده است. مجمع نخبگان و مديران روابط عمومي هم با هدف متشكل كردن نخبگان و مديران روابط عمومي از ابتدا تا امروز شكل گرفت تا تجربيات آن‌ها را مدون كرده و با شكل‌دهي جريان هم‌انديشي ميان آن‌ها، حمايت لازم را به عمل آورد.

انجمن تحقيقات روابط عمومي نيز قرار است با هدف كمك به توسعه تحقيق در روابط عمومي هم در بعد عملي و در واحدهاي روابط عمومي وهم بنيادين تشكيل شود، ضمن اينكه در اين انجمن تحول در آموزش در اين حوزه نيز مدنظر است چراكه آموزش در اين حوزه بسيار نظري است.

به گفته كارشناسان گرچه تكثر انجمن‌هاي روابط عمومي در بهبود شرايط اين حوزه موثر است اما بايد هريك در جهت رسالتي كه به عهده گرفته‌اند قدم بردارند و با يكديگر همكاري داشته باشند، ‌ضمن اينكه آن‌ها بايد از طريق گفت‌وگو و تعامل با نهادهاي مسوول، به رشد روابط عمومي‌ها كمك كنند. اين در حالي است كه اين انجمن‌ها نتوانسته‌اند تاثير مناسب و قابل توجهي در پيشرفت و بهبود روند حركت روابط عمومي كشور داشته باشند. متاسفانه اين انجمن‌ها به جاي آنكه به شكل كلان به روابط عمومي بپردازند، بيشتر كاركرد موسسه‌اي پيدا كرده‌ و به برگزاري كارگاه‌ها و همايش‌ها و نيز درآمدزايي گرايش پيدا كرده‌اند؛ اين در حالي است كه انجمن‌هاي روابط عمومي بايد از طريق گفت‌وگو و تعامل با نهادهاي مسوول به رشد روابط عمومي‌ها كمك كنند.

تحليلگران هم‌چنين بر اين باورند كه گرچه فعاليت‌هاي انجمن‌ها قابل تقدير است اما قطعا بايد فعال‌تر و اساسي‌تر عمل كنند. در حال حاضر عضويت‌ها تشريفاتي است و كاري انجام نمي‌شود. هيات مديره انجمن‌ها بايد به عنوان واسطه بين دولت و اعضايشان بوده و شهامت اعلام موضع داشته باشند، اين در حالي‌ است كه درباره ريزش متخصصان روابط عمومي كشور و تغييرات پي‌ در پي روابط عمومي‌ها در سال‌هاي اخير و هم‌چنين براي ارايه راهكار، زماني كه صحبت‌هاي رهبري درباره روابط عمومي اعلام شد هيچ بيانه‌اي از سوي هيچ يك از اين انجمن‌ها صادر نشد.

اما آنچه مسلم است و اغلب كارشناسان نيز آن را تاييد مي‌كنند واقعيت اين است که روابط عمومي ها در كشور به يک ضعف کيفي و کمي دچار هستند. مراکز آموزشي به خصوص دانشگاهي آن طور که بايد و شايد خودشان را هماهنگ با پيشرفته ترين اصول علمي و عملي نکرده اند. کما اينکه در خيلي از موارد هنوز دست اندرکاران روابط عمومي فرقي بين "روابط عمومي"، "تبليغ" و "بازاريابي" نمي‌گذارند. از سوي ديگر بسياري از مديران نهادها به اهميت جايگاه اين حرفه پي نبرده‌اند و آن را به طور مستمر تعقيب و حمايت نمي‌کنند.

بي‌شك تثبيت جايگاه روابط عمومي مستلزم آموزش علمي (عملي و تئوريک)، شناخت مولفه‌هاي اين حرفه و نقش اساسي آن در راه توسعه‌هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي است. نه تنها اين رشته بايستي در سراسر ايران تقويت شود بلکه اغلب دانشجويان بايد دروس مقدماتي روابط عمومي و ارتباطات را جزء دروس پايه بگذارند و آنها حداقل يک واحد درسي در اين زمينه داشته باشند؛ چرا كه اين امر قدمي مثبت در راه بالا بردن سطح "سواد رسانه‌يي" در کشور خواهد بود.

به عقيده كارشناسان هم‌چنين يکي از وظايف مستمر و اساسي روابط عمومي‌ها تحقيق و پژوهش است. در اين حوزه و يا حوزه هاي ديگر امروز نمي‌توان با "حدس و گمان" برنامه‌ريزي کرد. قابليت افرادي که در زمينه روابط عمومي آموزش مي‌بينند نقش به‌سزايي در اثربخشي در سازمان‌هاي مربوطه دارد؛ البته روابط عمومي به تنهايي بدون آن که در جايگاه حرفه‌يي خود قرار داشته باشد نمي‌تواند تاثيرگذار باشد. آموزش حرفه‌يي، اخلاق حرفه‌يي، امکانات و آشنايي کامل به مولفه‌هاي اين رشته‌ها بايد هميشه مدنظر قرار بگيرد. از طرفي رابطه دانشجو و استاد نيز در دنياي ارتباطي امروز متحول شده است و شيوه ي سنتي ديگر خريداري ندارد؛ بنابراين هر دو بايد خودشان را با جهان امروز تطبيق بدهند تا دست در دست يکديگر بتوانند در راه آينده بهتر قدم بردارند.

البته با توجه به آنچه بيان شد وقتي مديران و دولتمردان نسبت به رسالت، نقش، وظيفه و اهيمت روابط عمومي ها آگاهي كافي ندارند، چگونه مي توان از آنها انتظار داشت روابط عمومي ها را تقويت کنند، به آن ها امکانات دهند يا به حرفه آن ها ارج بگذارند؛ بنابراين مشکل اصلي در ضعف "سواد رسانه‌يي" و شناخت نادرست از هنر و علم روابط عمومي هاست.

منابع مورد استفاده:

- كتاب روابط عمومي؛ علي‌اكبر ديباج

- شماره 60 نشريه روابط عمومي