روزنامه نگار «در گذر»
واژه یا عبارت «در گذر بودن» را زیاد شنیده ایم. آیا تا بحال «در گذر بودن» را تجربه کرده اید؟
از منظر من، «در گذر بودن» به مثابه حضور مسافرانی است که در آخرین لحظه به قطار می رسند و تلاش می کنند در همان حال که قطار حرکت آغازین خود را شروع کرده، سوار آن شوند.
دیده اید که آن مسافران چگونه برای سوار شدن، چمدانشان را با خود می کشند و یا چگونه نظم و نظام ظاهری شان بهم خورده و عرق بر چهره شان نقش بسته است. حتی مسافران و همسفران از تنه زدن آنها بی بهره نمی مانند. چون مضطرب هستند و از این اضطراب چه بسا قطاری دیگر را اشتباهی سوار شوند و یا اصلا موفق به سوار شدن نشوند و تنها در حین دویدن بکوشند ناامیدی را از دل خود بیرن کنند.
شاید بتوان گفت که اصطلاح "کشور در حال گذر" ضمن آن که پویایی بیشتری برای تعریف و توصیف کشورهای جهان سومی دارد، همچون اسلاید دقیقی است از آدمی که با شتاب بسیار می دود، آشفته و بی نظم است و ضمنا در رسیدنش نیز قطعیتی نیست.
حال تصدیق کنید که تارهای تنیده به دور روزنامه نگار چنین کشوری نه تنها کم نیست بلکه بسیار هم زیاد است. حال غریبی بر او چیره گشته و سرانجام خاصی نیز دارد که شاید خود بی خبر است. اگر کارش را نداند و بر رمز و راز حرفه اش مسلط نباشد خیلی زود به وادی انشا نویسی، ساده انگاری، رنگین کمان سازی، نان قرض دادن و گاه فحاشی وارد خواهد شد.
البته اگر کارش را بلد باشد می تواند به حل بسیاری از بحثهای کوپه های دیگر قطار نیز کمک کند. همچنین باید بکوشد تا ثابت کند که حضورش در نقاط حساس قطار ضروری است.
این وبلاگ گروهی؛ حاصل اندیشه، تجربه و تلاش کارشناسان، فعالان، دانش آموختگان و علاقه مندان به روابط عمومی و ارتباطات استان یزد می باشد و فرصتی است برای تبادل دانش، تجربه ها و اخبار روابط عمومی و نیز یافتن راههایی برای مردم داری و مردم مداری به عنوان اساسی ترین وظیفه ی روابط عمومی.