چندي پيش مطلبي ارائه كردم با عنوان كارآفريني سازماني و كارآفرين سازماني ،كسي است كه در داخل يك سازمان ،محصولات،فعاليتها و فن آوريهاي جديد را كشف و به بهره برداري مي رساند.

كارآفرين  مخترع نيست  بلكه نوآور است كه با بكارگيري و هدايت صحيح منابع و امكانات اقتصادي مانند اختراعات ،ابزار توليد ،و اعتبارات به خلق فرصتهاي اقتصادي جديد مي پردازد و از اين جهت موجب بهبود عملكرد بنگاه و سازمانش ميشود.

جان تامپسون معتقد است رفتار كارآفرينانه نيازي فراگير و ضروري براي تمامي سازمانها(دولتي،خصوصي،داوطلبانه و غيره)با هر اندازه(بزرگ و متوسط و كوچك)است

كارآفريني اغلب خارج است از چارچوب قواعد بوروكراسي به انجام مي رسد.براي مثال،كارتهاي اعتباري را اولين بار بانك ها ابداع نكردند،بلكه اين نوآوريها مصداق عمل كارآفريناني است كه انديشه جديد را به چنگ آورده،آن را بسط داده و محقق كردند.

حال اين سوال مطرح ميشود باتوجه به  رسالت روابط عموميها با عنايت به سخنان كاتليپ استاد روابط عمومي كه  موفقيت و شكست يك سازمان در گرو عمليات آن است كه نيازمند برقراري روابط مطلوب و حسنه با جامعه و شناخت افكار عمومي جامعه نسبت به سازمان مي باشد. و این کامیابی نیاز وافری به شناسایی و بهره گیری از مبحث خلاقیت و نوآوري  در روابط عمومی سازمان دارد.

 در حال حاضر چه فعاليتهايي در روابط عموميها انجام ميشود كه بتوان آن را كارآفريني دانست ويا حركتي مثبت در اين راستا باشد؟