به اين جملات دقت كنيد : با اجراي اين طرح مشكل ... مردم استان به طور كلي حل خواهد شد ، اين مسئول اظهار داشت موفقيت ها ي ما در خصوص ...  بي سابقه بوده  به طور روزافزوني گسترش مي يابد ، ما درصدديم با يك برنامه ضربتي فقر را در منطقه تا دو سال آينده ريشه كن كنيم . كارمندان اداره ... با شركت در مراسم كوه پيمايي تجاوزات اخير رزيم صهيونيستي را محكوم كردند . رييس اداره .... استان  در جلسه شوراي اداري اين دستگاه گفت ما به عوامل استكبار جهاني اجازه نمي دهيم در صفوف به هم فشرده و عزم راسخ ما رخنه ايجاد كند . روابط عمومي سازمان ... استان با انتشار بيانيه اي شديد الحني خواستار رسيدگي مجامع جهاني و مدعيان حقوق بشر به موضوع تبعيض نژادي و بي توجهي به حقوق مسلمانان دركشور آلمان شد .

اگر متوجه شده باشيد اين جملات به اشكال و عبارات مختلف توسط روابط عمومي دستگاههاي دولتي توليد مي شود و از طريق رسانه ها در سطح جامعه منتشر مي گردد . در حال حاضر بخشي از انرژي و رسالت روابط عمومي ها به اين امر اختصاص يافته است و آنها  در صف مقدم انتشار اين مطالب به شمار مي روند .

يك نگاه اجمالي به مطالب فوق نشان مي دهد :

1-     اين عبارات  نظير حل صد در صدي مشكل مردم عمدتا معطوف به آينده بوده و نيل به وضعيت بهتر را در آينده نامشخص وعده مي دهد .

2-     عبارات مذكور با ادبياتي حماسي و احساسي تنظيم شده و به جاي افكار مخاطبان ،  قلوب آنها را نشانه گيري كرده است .

3-   جملاتي اينچنيني  معمولا پروژه محور و نه فرايند گراست ، به عنوان نمونه به اين امر توجه نمي شود كه ريشه كني فقر يك فرايند چند جانبه اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي است كه ممكن است يك دهه به طول انجامد .

4-   غير واقع بينانه و ذهني است ، مثلا كوه پيمايي كاركنان فلان سازمان تاثيري در محكوميت تجاوزات رژيم صهيونيستي و تغيير معادلات سياست بين المللي در اين باره ندارد ، به عبارت ديگر بين متغير كوه پيمايي و محكوميت به لحاظ علت و معلولي نمي توان ارتباط منطقي قائل شد .

5-   فرافكنانه است ، در عبارتي كه رييس دستگاه عوامل استكبار جهاني را به ايجاد توطئه محكوم مي نمايد عمدتا دلايل واقعي مشكلات و مسائل داخلي سازمان ناديده گرفته مي شود .

6-   وظيفه گريز است ، در اين حالت دستگاه مذكور به جاي خدمت رساني حسب وظايفش سنگ افراد ديگري را به سينه مي زند كه ربطي به او ندارد . مثلا بارها شده روابط عمومي يك اداره كوچك در يكي از شهرستان ها ي استان بجاي تمركز بر مشكلات محلي، جوگير شده و به عنوان نمونه پايمال شدن حقوق اقليت هاي مسلمان را درآلمان محكوم كرده است .

ايجاد چنين وضعيتي را مي توان محصول دو آفت و آسيب كنوني روابط عمومي يعني شعار خواري و شعار گويي دانست . در اينجا شعار چيزي غير از تهييج مديريتي براي ارتقاي سازماني و نيل به اهداف است ، در عبارات فوق شعار ، عنصري بدرد نخور و درعين حال فريبكارانه به شمار مي آيد كه در يك محيط غير واقعي ، عوام زده  و احساسي توليد و مصرف مي شود و سازمان و لاجرم جامعه را از حركت و رشد واقعي باز مي دارد . روابط عمومي كه شعار مي خورد شعار توليد مي كند و دوباره آنرا به خورد ديگران مي دهد  جالب اينجاست كه برخي به طور سرسختانه اي شعارزدگي را جزء وظايف و مسئوليت هاي روابط عمومي تلقي مي نمايند .

براي مقابله با نيافتادن در ورطه شعار زدگي در روابط عمومي چه بايد كرد ؟

1-   پرهيز از جو زدگي ، هرروز ممكن است توسط گروهها و مجامع سياسي و غير سياسي و يا رسانه هاي عمده كشورموضوعي مورد توجه قرار گرفته و در بوق و كرنا شود كه روابط عمومي بايستي بتواند فراتر از اين فضاي رسانه اي به رسالت واقعي خود عمل نمايد .

2-   روابط عمومي يك پل ارتباطي دوطرفه است در حاليكه شعار خواري و شعار گويي يك بلندگو با صداي زمخت يكسويه محسوب مي شود ، روابط عمومي با باز گذاشتن درب هاي وردي ارتباطي به سازمان از شعار زدگي فاصله مي گيرد .

3-   با گسترش فرهنگ نقد و نقادي ديگر جايي براي شعار باقي نمي ماند كه لازمه اين امر استقبال از فضاي مناسب رسانه اي و احترام به نقد توسط افكار عمومي و ناظران  است .

4-   متاسفانه فرهنگ شعارزدگي دچار يك هم افزايي است يعني خودش را به سرعت تكثير مي كند و فراگير مي شود ، يك نمونه مشخص آن همين سنت پلاكارد نويسي  مراسم هاي ترحيم و غيره است كه از يكي شروع مي شود و به n پلاكارد ختم مي شود ، به نظر مي رسد سنت نامطبوع پلاكارد نويسي كه توسط روابط عمومي ها در كشور ما رايج شده از نمونه هاي شعارخواري و شعار گويي است و حذف و اصلاح تدريجي اين فرهنگ توسط خود روابط عمومي از مصاديق مقابله با اين وضعيت محسوب مي شود . 

5-   واقع بيني لازمه كار در روابط عمومي است ، واقع بيني به اين معني كه جهان ، رويدادها و آدم ها همانطور كه هستند ببينيم و نه آنطور كه دلمان مي خواهد و يا تصور مي كنيم بايستي باشد . ،شعار زدگي در روابط عمومي به ميزان زيادي از غير واقع بيني تغذيه مي كند و محصول غوطه ور شدن در دنياي تصورات و توهمات است ، تمامي اخباري كه روابط عمومي با اين ذهنيت توليد مي كند دچار آسيب هاي فوق الذكر است و اين امر در روابط عمومي هاي تازه كار بيشتر به چشم مي خورد .